۱۴:۳۸:۴۰ - یکشنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۵
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
طبقه جدید در ایران انقلابی

بندیرنیوز – یدالله مرادی/

در تحولات اجتماعی افراد جامعه با بهره مندی از پایگاه اقتصادی و راه های کسب درآمد در ردیف یکی از طبقات درون اجتماع قرار می گیرند .مانند طبقه کارگر که با بهره مندی روزانه از کار و تلاش خود در کارخانه و یا مراکز صنعتی کسب درآمد  و گذران زندگی دارند اما کسیکه از زمین و کشت و زرع روزی خود را تامین نماید با عنوان دهقان یا زارع شناخته می شود و به همین سیاق تجار و کسبه و کارمند و دامدار و ……..قابل طرح می باشند.

اینجانب در مقام یک معلم روستازاده  با الهام از کلام و مواضع  مقام معظم رهبری موضوع پیدایش، شکل گیری و گسترش روزافزون یک طبقه جدید در ساختار اقتصادی نظام  جمهوری اسلامی را قبلا مورد بررسی قرار داده ام . شاید امروز مجددا بحث طبقه جدید نه به مزاق خیلی ها خوش بیاید و نه این قلم قادر به معرفی ابعاد و خطر پیدایش این طبقه و تاثیر آن بر معادلات سیاسی و تکاپوهای اجتماعی باشد ولی از باب یک وظیفه و بعنوان یک معلم در حد بضاعت به همین مورد اشاراتی می نمایم.

روزیکه میلوان جیلاس اهل یوگسلاوی کتاب طبقه جدید را در خصوص وضعیت شوروی نوشت نه کسی قدرت تحلیل و بیان آن خطر را داشت و نه به مذاق قدرت طلبان و ویژه خواران حکومتی شیرین آمد ولی با گذشت زمان معلوم شد که آن طبقه جدید چون سمی مهلک بنیان حکومت سوسیالیستی و مدعی حکومت طبقه کارگر و مدافع انقلاب های ضد امپریالیستی شوروی را شکست و سقوط آن را تسریع نمود.

دکتر عبدالله شهبازی هم در سال ۸۷ با ارائه متنی با کمک از فرمول لرنر(دانیل لرنر استاد دانشگاه هاروارد ) و انطباق بر روانشناسی  سیاسی جامعه امروزی ایران موضوع افزایش شکاف میان توقعات و واقعیات در جامعه ایران را بعنوان یکی از عوامل بحران ها و انقلاب های اجتماعی ابراز نمود که بسیار قابل تأمل و دقت بود.

مفهوم طبقه جدید در ایران:

با وقوع انقلاب اسلامی و بهم ریختن ساختار اجتماعی متکی بر دولت رانتینر( به تعبیر دکتر همایون کاتوزیان) و توقع اجرای عدالت اجتماعی بدون در نظر گرفتن پیوندهای قومی، قبیله ای و خانوادگی و گویش های محلی و یا پایگاه های طبقاتی، رشحه ای از امید و آرزو در طبقات محروم از قدرت نشأت گرفت چراکه پیام و رسالت انقلاب اسلامی بر این مبنا استوار بود ، بالندگی جامعه و افراد بر توانایی های فکری و علمی و لیاقت شخصی مدنظر قرار گرفت و افراد و طبقات صاحب نفوذ و موثر در ساختار حکومت پهلوی جای خود را به ارزش مداری و شایسته سالاری سپرد ، .متنفذین یا آب و هوای آنسوی دیار را انتخاب کرده و در اروپا و آمریکا رحل اقامت گزیدند یا گوشه انزوا انتخاب و در تاریکی به انتظاری با سکوت نظاره گر تحولات بودند .بعضا اموال نامشروع و سلطه گرایانه شان هم مصادره و بسیاری  هم با زرنگی و زیرکی و تغییر چهره ، خود را از گزند حوادث به سلامت عبور دادند.

روی کار آمدن دولت سازندگی و حاکمیت یافتن تکنوکرات های  مذهبی و کارگزاران معتقد به اقتصاد لیبرالیسم از دهه ۷۰ شکل گیری پدیده طبقه ی جدید را رقم زد و در سال ۷۵ مقام معظم رهبری در نقش یک صاحب نظر دور اندیش  خطر این دگرگونی و پیدایش طبقه جدید را مکرر بیان داشتند چون به صورت بالفعل پدیده ای در درون نظام جمهوری اسلامی ایران کم کم رخ برافروخت و موجودیت خود را اعلام داشت.

موضوع فیش های نجومی و حقوق های نامتعارف هم ریشه در همین پدیده دارد زیرا ظرف ۳دهه پس از انقلاب اسلامی به تدریج موضوع انباشت ثروت و تجمع قدرت و ثروت به عنوان یک الیگارشی نوخواسته بتدریج تکوین یافت و تبدیل به یک اختاپوس مهار نشدنی،  سیطره ی خود را بر مراکز اقتصادی و بنگاه های درآمدزا و شرکت های سهامی و خصوصی گسترانید و امروز فقط با پرونده ی فیش گیت گوشه ای از این روش اشرافی گرایانه علنی تر شد و معلوم گردید که پیوند دیوان سالاری با رانت های حکومتی شکل گرفته است.

طبقه جدید در پیوندی خویشاوند سالارانه و زنجیره ای از عناصر فرصت طلب در همه ی عرصه ها از قرار داد های کلان خارجی تا تملک اراضی دولتی و منابع ملی که به تعبیر مقام رهبری به کوه خواری و دریا هم کشیده شده، رقابتی شدید برای زر اندوزی سیری ناپذیری را شکل داده اند که در مقاطع انتخاباتی با همین روش زر سالارانه به کسب و تثبیت مقام و پایگاه سیاسی مبادرت می نمایند ؟؟؟ این طبقه در ایران همانند غرب منشا پیدایش خود را در قالب دولت =حکومت و دست یابی به اموال عمومی به عنوان یک منشا ثروت ،بدست آورد و توانست قدرت را هم به ارمغان آورد.

جالب است که منشا این طبقه همانند نظام  فئودالی  از طریق پیوند خانوادگی و ساختن عشیره و تحریک و احیای هویت قبیله گرایی گسترش یافته و هم اکنون هم با ایجاد وصلت های سیاسی و فامیلی خویشاوند می شوند. و خود را بدین طریق در عرصه های قدرت سیاسی بالا می کشند و در منافع قدرت و ثروت سهیم می گردند تا بتوانند در صورت تداوم و ثبات طولانی به یک نظام سیاسی آریستوکراسی (خاندانهای اشرافی) تبدیل گردند .خویشاوند سالاری دقیقا نقطه مقابل شایسته سالاری است که به صورت شبکه ای در هرجای کشور باشند و در هر دستگاهی نقش داشته باشند جاده صاف کن دیگری می شوند بیماری بزرگ ساختار اداری کنونی ما همین ارجحیت بند پ (پارتی)به جای ضابطه گرایی و قانونمندی است حتی مدعیان شعار قانونمندی در نقض این شعار و انجام امور برمبنای خویشاوند سالاری از همه ی افراد و گروه های دیگر پیش قدم تر می باشند.

تحولات ایران پس از انقلاب که بر مبنای ارزش گرایی تحولی جدی در دگرگونی ساختاری را شکل داده بود و جامعه ای متمایز از دوران پهلوی در دهه اول انقلاب اسلامی آن را نمایندگی می نمود، با تحول در ساختار طبقاتی و رونق یافتن  زراندوزی و اعمال روش های اشراف گرایانه از نیمه ی دهه ی سوم به شکل گیری این طبقه جدید انجامید براساس بررسی دکتر شهبازی و فرمول لرنر افزایش شکاف میان توقعات و واقعیات به این روند منجر می شود که احساس محرومیت مولود  نسبتی است که انسان میان خواست ها  (توقعات)و یافت های خویش، احساس می کند. بنابراین سیاستگذاری نسنجیده می تواند سطح ثروت طبقات فقیر جامعه را افزایش دهد در حالی که هیچگاه آنان به احساس رفاه دست نیابند و به عکس خود را محروم تر از گذشته بپندارند و هماره از وضع موجود ناراضی باشند .این وضعیت جامعه را به سوی یک اشتهای بالای مصرف و دلالی و افزایش ثروت پیش می برد که بخش عمده ای از جامعه را تبدیل به مجموعه ای پرشمار به عنوان طبقه ی متوسط نمود که مصرف گرای غیرمولد بودند و مشکلات متعددی در حوزه ی فرهنگ و اقتصاد و اجتماع را هم شکل دادند،  اما هماهنگ و دقیق با این روند طبقه ای دیگر پدید آمد که همان طبقه ی جدید است با در اختیار داشتن دهها میلیارد نقدینگی سرگردان که یکی از عوامل مهم نابسامانی های  اقتصادی و بحران های فرهنگی جامعه ما بوده و هستند و هر روز می توانند بازار ارز و مبادله و کالا و قاچاق را آشفته نمایند.

این طبقه جدید  در شرایط حاضر در ایران همان کلان ثروتمندانی هستند که یا کارخانه دار بوده و یا زمینداران و یا صاحب نفوذ در دربار حکومت پهلوی و یا برخوردار از رانت های حکومتی و حمایت خارجی می باشند و البته با زیرکی و شگرد توانسته اند خود را با بخشی از نیروهای انقلابی همراه جلوه دهند ..

خطرات این طبقه جدید:

در بررسی جامعه شناختی وجود این طبقه با توجه به منشا پیدایش آن که با پیوند در دستگاه های متنوع دولتی بوده یک هشدار بزرگی را ایجاد می نماید زیرا همانند بورژواهای غربی که با تکیه بر اقتصاد تجاری عصر مرکانتلیسم       و کسب پایگاه سیاسی نظام سرمایه سالاری را گسترش دادند در ایران هم با ارتزاق از منابع دولتی مثل نفت و گاز و افزایش ثروت های مادی و تقویت پایگاه های اجتماعی و تسلط بر نهادهای مالی و بیمه ای و گمرکی ، میتوانند یک دیوان سالاری پدید آورده و از اهرم های قدرت سیاسی و دیوانی  برای انباشت ثروت خود و بستگان بهره ببرند و بدلیل همین بهره مندی از امکانات دولتی با شبکه مقتدر سرمایه داری جهانی  و کانون های ثروت و قدرت پیوند برقرار کرده  و بدینطریق افزایش و تکاثر ثروت خود را نه در حوزه تولید که در مدار واسطه گری بکار گیرند. ظهور شهرام جزایری ها و بابک زنجانی ها و دلالی قراردادهایی چون کرسنت و دکل نفتی مهاجرانی ها و بروز پدیده حقوق های نجومی و مفاسد مالی جزئی از گسترش عظیم فساد مالی و انحطاط فرهنگی این طبقه است که سبب نارضایتی شدید طبقات کمتر بهره مند و تهیدست و به تعبیر حضرت امام (ره) پا برهنه هایی ، که اعتماد عمومی آنها  خدشه دار و آشوب های زاغه نشینی را به دنبال دارد .اعتراض آشکار گروه هایی از نخبگان فکری جدید کشور به این روند تبعیض آمیز و غارتگرانه بیت المال که با سکوت دستگاه های نظارتی و مجلس صورت گرفته به همین مسئله مهم باز می گردد.

نکته پایانی:

بازگشت آرامش به افکار عمومی و جلوگیری از گسترش این طبقه غارتگر که دارای پایگاه سیاسی در دولت و مجلس می باشد مستلزم یک حرکت انقلابی، عمومی و تاثیر گذار است زیرا با توجه به رکود اقتصادی و گسترش روزافزون  پدیده های منفی اختلاس و روش مخرب خویشاوند سالاری، ضرورت نوسازی مداوم مدیران  و برکشیدن  نخبگان صالح و جوان متخصص و مستقل  و وفادار به آرمان های عدالت طلبانه نظام بعمل می آید. و از ادامه ولنگاری های بنگاه های اقتصادی و زنجیره حاکم شده بر گمرکات، بازار ارز، بیمه ها، هیات مدیره شرکت های سهامی و خصوصی و دولتی و بانک ها با قاطعیت جلوگیری شود. این طبقه جدید در قضیه افشای فیش های نجومی کمی زخم برداشتند اما در تلاشند تا سرنخ ها و سرشاخه ها و کارچاق کن ها و عقبه های درون قوای سه گانه آنها آسیب نبیند که بازهم عنان اقتصاد زرسالارانه را در اختیار داشته باشند. به عبارتی این طبقه جدید در ایران دزدان یقه سفیدی هستند که در تولید نفع قابل توجهی برای خود نمی بینند به همین جهت در موضوع اقتصاد مقاومتی عنصر بازدارنده هستند، نفع آنها در تجارت خام ،واردات کالا، رانت خواری، دلال بازی، پورسانت، صرافی و بیمه و گمرک و موارد مشابه می باشد. نفع آنها در ورشکست کردن کارخانه های داخلی برای هموار کردن کالای خارجی نهفته است.

طبقه جدید بورژوازی ایران به صورت یک شبکه تبادل منافع مرتبط هستند و حتی دستگیر کردن آنها هم کار ساده ای نیست چون بخشی از مسئولین هم مسلک  وامدار و مدیون آنها هستند.  برای کوتاه کردن دست دزدان یقه سفید باید عقبه و پایگاه های قدرت  آنها شناسایی شوند که بحث حقوق های نجومی دم خروس و سرنخی است که لازم است مد نظر دلسوزان واقعی این انقلاب قرار گیرد.

انتهای پیام/ح

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
چندرسانه اي