۱۹:۱۴:۱۹ - جمعه ۲۱ آبا ۱۳۹۵
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
بحران مشروعیت و رسوایی در آمریکا هویدا شد؛
یأس در اردوگاه لیبرالیسم!

بندیر نیوز– سید شکرالله امامی؛  انتخابات چهل و پنجم آمریکا بیش از آن که نمایشی از دموکراسی برای چرخش مسالمت آمیز قدرت در میان نخبگان باشد، رونمایی از رسوایی و فساد آمریکایی است که تاکنون از دید رسانه‌های جهان کمتر دیده‌شده و فرصت پرداختن و تشریح جزییات آن را نداشته‌اند یا تحت سیطره امپراطوری رسانه‌ای لیبرال دموکراسی غرب، خود را به فراموشی زده‌اند و تعمداً به آن نپرداخته‌اند.

در این هماورد انتخاباتی که فراتر از یک مبارزه حزبی بود، چهره‌ای بدون روتوش و بزک و فارغ از آرایش و پیرایش از آمریکا به نمایش گذاشت. این تحول، لیبرالیسم و شیفتگان داخلی و خیلی از مرعوبین که تاکنون قبیله آمال خویش را در تعامل و همسازی و همراهی و همرنگی با این نظام میان‌تهی و فاقد اخلاق و خرد سیاسی می‌دانستند را در بهت و حیرت فرو برد. اگر روزی عناصر لیبرال منش همچون سریع القلم در کتاب اقتدارگرایی در عهد قاجار با طرح ادعای دروغین، اسلام کسانی مثل شهید شیخ فضل‌الله نوری را اسلام عقب‌مانده می‌داند که توانایی تطابق با لیبرالیسم به‌عنوان دروازه ورود به وادی پیشرفت را ندارد و به نحوی اسلام ناب محمدی (ص) را مورد هتک حرمت قرار می‌دهد، به‌اصطلاح پیروان این تفکر رحمانی نشات گرفته از لیبرالیسم را مطرح می‌نماید که این‌گونه نگرش به اسلامی است که نه رحمانی است و نه عاطفی، زیرا زیربنای لیبرالیسم یعنی تفکر اومانیستی بر اساس نفی پروردگار و معنویت، شکل‌گرفته و بر پایه منافع گروه‌های قدرتمند استوار است. اسلام رحمانی ریشه در اندیشه و ادبیات سیاسی لیبرالیستی و سکولاریستی داشته و همان اسلام فرا شیعی و بدون جهاد و مبارزه است. دلبستگی لیبرالیسم داخلی به اندیشه لیبرال دموکراسی تا بدان جاست که مرعشی عضو کارگزاران در یک مناظره، با حالتی افتخارآمیز اعلام کرد: «ما لیبرالیسم مسلمانیم.»

مقام معظم رهبری چه زیبا این اندیشه شیطانی و التقاطی را به‌نقد کشیده و فرمودند:« اصطلاح اسلام رحمانی که این روزها رایج شده از ترکیب دو کلمه زیبا به وجود آمده اما معنای واقعی آن چیست؟ آیا منظور این است که برخلاف قرآن که انسان‌ها را به مقدس و کافر، دشمن و دوست تقسیم می‌کند باید با همه انسان‌ها صرفاً با رحمت برخورد کرد و با کسانی که با اسلام و ملت ایران دشمنی می‌کنند برخلاف فرمان پروردگار با محبت و مودت و عدالت رفتار کرد؟»این تفکرات التقاطی که راه نجات کشور ایران را در ارتباط و تسلیم شدن در برابر نظام سلطه می‌دانستند و صلاح مملکت را در همراهی کدخدا دانسته آیا امروز به ماهیت و محتوای واقعی قبله آمال خویش پی برده‌اند؟

در انتخابات اخیر آمریکا و در مناظرات متعدد دو کاندیدا که سرآمدان نظام آمریکایی بوده‌اند و به فرموده رهبری:«دیدید که حقایقی که این‌ها بر زبان راندند، شنیدید که این‌ها آمریکا را افشا کردند و بیان داشتند چند برابر چیزهای که ما می‌گفتیم و بعضی باور نمی‌کردند و نمی‌خواستند باور کنند، خود این‌ها گفتند و جالب این است آنکه صراحتش بیشتر بود مورد توجه مردم قرار گرفت (اشاره به ترامپ) آن مرد چون واضح‌تر گفت که طرف مقابل پوپولیستی کار می‌کند عوام گرایانه، چرا عوام گرایانه؟ چون حرف‌هایش را مردم نگاه می‌کنند و می‌دانند درست است.» که این فراز سخن رهبری معظم انقلاب پس از شکست کلینتون موردتوجه شبکه خبری بی‌بی‌سی قرار گرفت و با اذعان به اینکه هنوز مردم و جامعه، آمریکا را نشناخته‌اند با اشاره به سخنان رهبر معظم انقلاب در جمع دانش آموزان و دانشجویان می‌گوید: حضرت آیت‌الله خامنه‌ای یک گوی بلورین داشته و توانسته زودتر از همه نتیجه انتخابات را در آن گوی ببیند چون تا شب قبل از انتخابات حتی تا انجام بخشی از انتخابات خیلی از تحلیلگران این نتیجه را حدس نمی‌زدند. گوینده بی‌بی‌سی نمی‌داند که خداوند در قرآن می‌فرماید:«إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَانًا » « اگر از خدا پروا کنید براى شما نیرویى جدا کننده (تشخیص ‏دهنده حق از باطل) قرار مى‏ دهد». این تیزبینی رهبری ناشی از تقوای الهی و آن روح معنوی و الهی ایشان است. گوی بلورین رهبری ما، ناشی از تقوای الهی و دشمن شناسی معظم له می‌باشد، در حالی که لیبرال‌های مرعوب داخلی برای رسیدن به آمال خویش در انتخاب کلینتون لحظه شماری می‌کردند و بر اساس سلطه امپراطور رسانه‌ای غرب پیروز میدان را کلینتون می‌دانستند. رهبری معظم با شناخت از فساد و غیر قابل دفاع بودن عملکرد داخلی و خارجی و بین المللی حاکمان آمریکا، طرف مقابل را برنده میدان می‌دانست و همین اتفاق هم رخ داد.

گرچه سیاست هر دو طیف دموکرات و جمهوری خواه در قبال انقلاب اسلامی تفاوتی ندارد و نظام سلطه و استکبار دشمن شماره یک نظام جمهوری اسلامی و مردم ایران و حتی جهان اسلام است ولی این تحول را بنا به دلایل زیر به فال نیک می‌گیریم:

  1. افشای روابط ناسالم اخلاقی و فساد گسترده در دولتمردان آمریکا
  2. غیرقابل دفاع بودن عملکرد آن ها در خاور میانه و با طرح این اعتراض آقای ترامپ که چرا ۶ تریلیون دلار به کسانی دادیم که آنها را نمی‌شناسیم؟ چرا داعش را بوجود آوردیم و در خاورمیانه این همه نابسامانی ایجاد کردیم؟
  3. روشن شدن اهداف شوم آمریکا در مذاکرات برجام از زبان کلینتون به گونه ای و از زبان ترامپ به گونه دیگر.
  4. برملاشدن شکاف در جامعه آمریکا و اعتراف ترامپ به حاکمان فاسد در آمریکا و شکاف طبقاتی یک درصد در برابر ۹۹ درصد.
  5. بحران مشروعیت و تقلب و تخلف در انتخابات آمریکا و عدم کارایی نظام دو حزبی در آمریکا و آغاز جنبش مردمی.
  6. عدم ثبات سیاسی و وحدت نخبگان و دو قطبی شدن جامعه آمریکا.
  7. ترس از ترامپ برای بر ملأ کردن ماهیت آمریکا، چون ترامپ حرکت خود را فراتر از یک جریان حزبی اعلام کرد و بیان کرد این یک جنبش است.

درواقع این انتخابات چهره آشفته و با اقتصادی بدهکار و نظام طبقاتی چندپاره و کشوری که می‌خواهد مشکلات خود را پشت جنگ‌های پی‌درپی پنهان کند از آمریکا نشان داد. این انتخابات لیبرالیسم داخلی ما و مرعوبین را در حیرت و یأس فروبرد. کسانی که به انحای مختلف درصدد بودند جامعه آمریکا را جامعه‌ای متمدن قلمداد کنند. آن ها سعی داشتند با بی توجهی به آرمان‌های انقلاب اسلامی و اندیشه‌های امام «ره» و رهبری، کشور را زیر بیرق آمریکا ببرند و به دنبال برجام ۲ و ۳ بودند. درواقع دستشان که قبلاً خالی بود با این تحول خالی‌تر شد و علیرغم اینکه خود را با کمک فضای رسانه‌ای حاکم بر تبلیغات نامزدهای مطرح آماده کرده بودند ولی با برملا کردن چهره واقعی آمریکا توسط ترامپ فاقد سابقه سیاسی، مات و مبهوت شدند.

در واقع برنده این انتخابات نه کلینتون بود و نه ترامپ بلکه مردم جهان برنده شدند، مردمی که از این به بعد می‌توانند درکی عمیق از شیطان بزرگ داشته باشند و قطعاً این انتخابات سیر اضمحلال و تلاش نظام سلطه‌گر آمریکا است. به نظر می‌رسد که نتایج این انتخابات و تأثیرات آن بستری باشد برای متلاشی شدن نظام سیاسی از داخل و هژمونی و سلطه جهانی آن از خارج. به‌هرحال برملا شدن ماهیت سلطه گری و فساد گرایی نظام آمریکا هم برای اندیشه لیبرال دموکراسی غرب و جامعه اروپا و هم برای هم‌پیمانان آمریکا در منطقه خاورمیانه و هم برای شیفتگان لیبرالیسم زنگ خطر را به صدا درآورده است که امیدواریم سرانجام برتری‌جویی، استکبار و فساد در زمین شیطان بزرگ، تلاش و اضمحلال نظام سلطه جهانی و آزادی ملت‌های مظلوم جهان باشد. همان‌گونه که استعمار شرق با تئوری سیاست‌باز و اقتصاد آزاد آقای گورباچف فروریخت، استعمار غرب و لیبرال دموکراسی آمریکا و غرب با جنبش ۹۹ درصدی وال‌استریت و جنبشی که آقای ترامپ از آن یادکرده، فروریزد و این سنت الهی است که ستمکاران را در مرحله‌ای که ظلم و ستم آن‌ها از حد می‌گذرد، در منجلاب ستم‌هایشان غرق و نابود کند. به امید سرنگونی نظام کفر و جهانی به سرکردگی آمریکای جهان خوار.

انتهای پیام/ح

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
چندرسانه اي