امروز

جمعه, ۲۸ تیر , ۱۳۹۸

  ساعت

۰۱:۰۴ قبل از ظهر

سایز متن   /

به گزارش بندیرنیوز؛ دانشجویان ورودی سال ۶۸ تربیت معلم شهید کرامت اله ایزدپناه ” پردیس فرهنگیان فعلی یاسوج” که  در گستره جنوب و جنوب غربِ میهن اسلامی، در گزینشی بیاد ماندنی از علم و اخلاق، گلچین و هم عهد شده بودند تا در کسوت معلمی، الگویی تمام عیار از علم و اخلاصِ قهرمانیِ چون ایزدپناه آن معلم انقلابی دهه شصتی باشند، اینک پس از سالها فراق که بر خلاف آیین های مرسوم دنیا و بهای موی سپید باید با فراغ بال دوران بازنشستگی را به طیب خاطر سپری نمایند، در واپسین روزهای کسوت معلمی و در شرف بازنشستگی نچندان خوشایند خود نه از باب ندامت از میراث معنوی خویش بلکه از حیث مشکلات در هم تنیده ناشی از حقوق ناعادلانه ای که مبین ضعف دولتمردان در همترازی آن بوده و موجب شده هر کدام به اضطرار در گوشه ای از جغرافیای خویش به حرفه و شغل جدیدی جهت تامین معاشِ آنچه زندگانی نامیده می شود روی آوردند ولی با همه مصائب و بعد مسافت به پاسداشت رفاقت های ایام خوش دانشجویی در دامنه های دنای دانا و به یمن ابزار پر قدرت رسانه های نوین، بار دیگر آغوش خود را در این میعادگاه به روی هم می گشایند تا در جشنی مشترک، روایت گر قصه های شیرین آن ایام باشند به میزبانی همکار پیشکسوت، فعال اقتصادی و مولد امروز خود به نام با مسمای فرهیخته “شمس الله بدره” در تفرجگاه فرحبخش روستای میان تنگان، در سایه سار انبوه درختان سرفراز چنار و میان گل بوته ها و سبزه های مورد نوازش چشمه های خودجوش آب و آفتاب، چهچهه دلنواز بلبلان، رقص شادی سلطان پرندگان و ماهیان سردابی  این منطقه از منبع وجود پرافتخار شمس خویش ساطع شده و کبک خاطرات شان خروس خواهد خواند…

 

آری قصه های شیرین “م” معلمی، مدرسه و مشق که اینک “تجربه” ما شده است و دنیایی از خاطره جهت سپردن به سینه ستبر تاریخ...

 

بازآفرینی آن خاطرات دلنشین در جوار مدیران و اساتید نام آور و با صفای آن روزگار، خود تابلویی از زیبایی های سرگذشت و سرنوشت مشترکی در عرصه علم آموزی است که علیرغم همه نامهربانی های روزگار هنوز بر حصن حصین زندگانی ما خودنمایی می کند و بی شک میراثی گرانبها از زیبایی های فرهنگی و تاریخی ماست.

 

احترام و اعتماد متقابل معلم و شاگردِ آن روز از آئین های نانوشته و البته تکامل یافته تر از آیین نامه های واصله و معهود امروزه بود!

البته که قیاس آن دوران و ارزش استاد و دانشجو، معلم و شاگرد شباهتی به دنیای امروز برخی دانش آموختگانی که همه هنرشان خلق پدیده های عجیب و غریب سلطان و مافیای اختلاس و ارتشاء و کلاهبرداری گردیده، نداشته و بی شک این چنین قیاسی ظلم به تاریخ و مکتب معلم آن روز است…

 

آوردگاه مکتب معلم آن روز، تعهد، مسئولیت شناسی، اخلاق مداری، انسانیت، نوعدوستی و آموزش لقمه حلال و نیز مفاسد لقمه حرام بود که در این بازخوانی باید در حسرت آن نگریست و گریست…!!

 

این گروه هم عهد که البته امروزه به کمالاتی مثال زدنی در طی مراتب علمی و دانشگاهی و دیگر جایگاههای، اداری، حقوقی و اجتماعی رسیده و منشاء تاثیر و تحول در جامعه بوده ، قصد آن کرده که احساس شیرین و تلقی از معلمی آن دوران را در نهایت صمیمیت و عشق با روایت های جذاب خاطره گویی از مراحل رشد و ارتقاء به تصویر بکشند تا همچنان در کسوت بازنشستگی، سفیر فرهنگی و بیرق دار کمال در علم و ادب باشند.

 

به یقین خاطره نگاری از رویدادها و سرگذشتن این سرگذشتِ سرنوشتِ مشترک با محوریت چنین شخصیت های فرهیخته روایت گر، پس از سی سال فراق که با خلق دوباره فرصت به دلهای هم گرمی می بخشند، شنیدنی و صد البته خاطره ساز است در روستایی که در هجواری منطقه ییلاقی “نرماب” شمیم عطر چویل و جاشیر و گل های وحشی آن هر رهگذری را به وجد و نشاط می آورد …

 

خاطرات دانشجویی، مدیران و متولیان مرکز، امور خوابگاهی و اردویی، ماجراهای آشپزخانه و سرآشپز، بذله گویی های کلاس و اخم و تَخم ها اساتید، فنون و مهارت های معلمی و در نهایت سیاست ورزی و سیاست زدگی و چه بسا معجون بودن برخی در ارتباط گیری های آنچنانی و فراز و فرودهای زندگی که همه و همه در جشن پایان فراق به دل انگیزی طلوع عصر میان تنگان با میهمانانی خون گرم از خطه تفتیده خوزستان شیدایی و یادگار لاله های سینه سوخته و هم تباران لر در گستره لرستانِ تاریخ ساز به قاب خاطرات اضافه می گردد…

تقدیمی: زریر حجتی

 

 

برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتبویردیتابویردیتا