امروز

یکشنبه, ۲۷ مرداد , ۱۳۹۸

  ساعت

۱۸:۴۸ بعد از ظهر

سایز متن   /

به گزارش بندیرنیوز؛ اختلاس هایی که امروزه  با چنین خمیر مایه ای به اختلاس “مدرن” شهرت یافته و  تسلسل آن چون کلاف پیچیده ای همه را مات و مبهوت نموده است.  اشعار انتقادی و فولکلوریک این شاعر دردمند هر چند  سیکل خیانت پیشه و تعرض کننده به حق الناس را در سینه ستبر تاریخ جهت قضاوت دردمندان به ودیعه گذاشته اما همچون خارهای زیست بوم کهگیلویه و بویراحمد سوز و درد ایجاد کرده و به نهایت سوزناک است که با چنین مبنایی و ایما و اشاره به روند شکل گیری ” خارتنگو” نام گرفته است.

 

گر نشد فضل “خداداد” نصیبم به تو چه ؟

گر نشد همره من دوست و رفیقم به تو چه؟

گر نرفت هدیه “شهرام” به جیبم به تو چه

اینکه با “مه آفرید” بنده رفیقم به تو چه

“بابک” از سهمیه نفت تو برده به مو چه

جیب “محمود” پر از لوح فشرده به تو چه

“خاوری” رفته از ایرانِ نجیبم به تو چه

داده پیغام که در شهر غریبم به مو چه

به تو چه “بیمه” ایران، شده ویران به مو چه

حبس و تعزیر رسیده به “امیران” به مو چه

اثری نیست “زصندوق ذخیره” به تو چه

سهم “چینی” شده اطراف جزیره به مو چه

چرخ “سازندگی” ار کوک ندیدی به مو چه

فصل “اصلاح” شد و اصلاح ندیدی به مو چه

“مهرورزی” شد و تو مهر ندیدی به مو چه

عهد “تدبیر” شد و تدبیر ندیدی به مو چه

اینکه کی خورده و کی برده اصولاً به تو چه

اینکه کی برده و کی خورده فضولاً به مو چه

شتر ار دید کسی گو تو ندیدی به تو چه

بی جهت عمری اگر یقه دریدی به مو چه

آخِر از کف شد و دنیا نرسیدی به مو چه

کور و کر شو و مگو هیچ فضولی به تو چه

چونکه رایج شده این گفته و گفت به تو چه

گشته غالب نظر و عادت زشتِ به مو چه

خواهی ار نشنوی از جامعه لفظ به تو چه

دیده بر هم منه ای دوست مفرما به مو چه

 

انتهای پیام/ح

برچسب ها:
دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتبویردیتابویردیتا